تبلیغات
طیبین - تلنگر-قسمت پانزدهم

طیبین

داستان صدارت کوفه، همیشه جلوه پرملالی داشته است; پیرمرد عرب از سر پند و اندرزی به حجاج بن یوسف ثقفی می گوید: «ای حجاج! بدان که صدارت کوفه داستان عجیبی دارد . من در همین امارت دیدم که سربریده حسین بن علی (ع) را برای عبیدالله بن زیاد آوردند و او با چوب خیزران بر لب و دهان فرزند پیامبر زد . دیری نگذشت که مختار ثقفی قیام کرد و سر بریده ابن زیاد را برای مختار ثقفی آوردند . مختار باسربریده ابن زیاد همان کرد که او با سر بریده اباعبدالله کرده بود، و باز در همین دیار شاهد بودم کهسربریده مختار را برای مصعب بن زبیر آوردند و مصعب با غرور و نخوت بر سربریده مختار نگریست و من در آن لحظه استهزای تاریخ را دریافتم .

اکنون سر بریده مصعب را برای تو آوردند و تو به سر بریده مصعب در طشت نگاه کردی و شراب نوشیدی، و باقیمانده شراب را به صورت رنگ پریده او پاشیدی » .

رعشه بر اندام حجاج افتاد، اما عبرت نگرفت، بلکه بر خشونتش افزوده شد و خطاب به پیرمرد دوران دیده گفت: «یا شیخ هم اینک دستور می دهم، سرت را از تنت جدا نمایند تا چشمان نحست شاهد سر بریده حجاج نباشد» .


نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت 1392ساعت 02:19 ب.ظ توسط امیر حسین ذاکری| نظرات ()
طبقه بندی: تلنگر دینی-مذهبی فرهنگی شهدا 
برچسب ها: تلنگر امام حسین (ع) صدارت کوفه ابن زیاد حجاج مصعب

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin