تبلیغات
طیبین - از جلسه چه خبر؟

طیبین

به نام خدا.21/6/93 مزار شهدای گمنام ساعت 9:00

 در بخش اول جلسه آیات 101-132 سوره مبارکه ال عمران تلاوت شد. سپس آقای زحمتی آیات 92-100سوره آل عمران را ترجمه کردند.همچنین تفسیر(نمونه) آیات 92-100 در جلسه مطرح شد.

ایه 92: بِر به معنای وسعت می باشد.نیکوکاری توأم با توجه و از روی قصد اما خیر :هر نوع نیکی که به دیگری بشود اگر چه بدون توجه باشد.

 روزى میهمانى بر ابوذر وارد شد، او كه زندگى ساده اى داشت از میهمان معذرت خواست كه من بر اثر گرفتارى نمى توانم شخصا از تو پذیرایى كنم ، من چند شتر در فلان نقطه دارم ، قبول زحمت كن بهترین آنها را بیاور (تا براى تو قربانى كنم) میهمان رفت و شتر لاغرى با خود آورد، ابوذر به او گفت به من خیانت كردى ، چرا چنین شترى آوردى ؟ او در جواب گفت : من فكر كردم روزى به شترهاى دیگر نیازمند خواهى شد، ابوذر گفت : روز نیاز من زمانى است كه از این جهان چشم مى بندم (چه بهتر كه براى آن روز ذخیره كنم) خداوند مى فرماید:(لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون).

ایه 93) دو ایراد یهود به پیامبر ص :چگونه پیامبر اسلام گوشت و شیر شتر را حلال مى داند با این كه در آئین ابراهیم ، حرام بوده ، دیگر این كه چگونه پیامبر اسلام خود را وفادار به آئین پیامبران بزرگ خدا مخصوصا ابراهیم ، مى داند در حالى كه تمام پیامبرانى كه از دودمان اسحاق فرزند ابراهیم بودند بیت المقدس را محترم مى شمردند، و بسوى آن نماز مى خواندند، ولى پیامبر اسلام از آن قبله روى گردانده و كعبه را قبله گاه خود انتخاب كرده است ؟!

آیات فوق به ایراد اول پاسخ گفته و دروغ آنها را روشن مى سازد، و آیات آینده بر ایراد دوم پاسخ مى گوید.

ایه 93«در آغاز، تمام این غذاها براى بنى اسرائیل حلال بود، مگر آنچه اسرائیل (یعقوب) بر خود تحریم كرده بود» (كل الطعام كان حلا لبنى اسرائیل الا ما حرم اسرائیل على نفسه من قبل ان تنزل التوراة)

هنگامى كه یعقوب گوشت شتر مى خورد بیمارى عرق النسا بر او شدت مى گرفت . و لذا تصمیم گرفت كه از خوردن آن براى همیشه خوددارى كند، پیروان او هم در این قسمت به او اقتدا كردند، و تدریجا امر بر بعضى مشتبه شد، و تصور كردند این یك تحریم الهى است

ادامه آیه«بگو: اگر راست مى گویید تورات را بیاورید و بخوانید» این نسبتهایى كه به پیامبران پیشین مى دهید حتى در تورات تحریف شده شما نیست . (قل فاتوا بالتوریة فاتلوها ان كنتم صادقین).

شان نزول ایات 98-101:یكى از یهودیان به نام «شاس بن قیس» كه پیرمردى تاریك دل و در كفر و عناد كم نظیر بود روزى از كنار مجمع مسلمانان مى گذشت ، دید جمعى از طایفه «اوس» و «خزرج» كه سالها با هم جنگهاى خونینى داشتند، در نهایت صفا و صمیمیت گرد هم نشسته اند.او از دیدن این صحنه بسیار ناراحت شد و با خود گفت اگر اینها تحت رهبرى محمد صلى اللّه علیه و آله از همین راه پیش روند موجودیت یهود به كلى در خطر است ،یكى از جوانان یهودى را دستور داد كه به جمع آنها بپیوندد، و حوادث خونین «بغاث» (محلى كه جنگ شدید اوس و خزرج در آن نقطه واقع شد) به یاد آنها بیاورد.

اتفاقا این نقشه مؤ ثر واقع گردید و جمعى از مسلمانان از شنیدن این جریان به گفتگو پرداختند، و حتى بعضى از افراد طایفه «اوس» و «خزرج» یكدیگر را به تجدید آن صحنه ها تهدید كردند، چیزى نمانده بود كه آتش خاموش شده دیرین بار دیگر شعله ور گردد.

خبر به پیامبر صلى اللّه علیه و آله رسید، فورا با جمعى از مهاجرین به سراغ آنها آمد، و با اندرزهاى مؤ ثر و سخنان تكان دهنده خود آنها را بیدار ساخت .

 


نوشته شده در شنبه 22 شهریور 1393ساعت 10:10 ق.ظ توسط رضا رضاپور| نظرات ()
طبقه بندی: اخبار جلسات قرآن کریم 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin